بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً . وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً . وعَملی فیهِ مَقْبولاً . وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً . یا أسْمَعِ السّامعین . .
خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـى شده .. وگناه مرا در این ماه آمرزیده .. وکردارم را در آن مورد قبول .. وعیب مرا در آن پوشیده .. اى شنواترین شنوایان ..
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکورا .
لغتنامه ها س ع ی مشکور را اینگونه معنی می کنند مشکور . پسندیده و ستوده . م ورد قبول وا قع شده. در درگاه خدای تعالی جل شا ٔ نه . سپاس داشته شده و ستایش شده و ستوده شده و شکر کرده شده و سزاوار ستایش و سپاس و حمد و پسندیده و پذیره و مقبول و خوش آیند . که تقریبا همگی یک مفهوم را میرساند سعی وکوشش در همه امور لازم و پسندیده است و در عبات بطریق اولا. قرآ ن در ای ن باره میفرماید. وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد آنانند كه تلاش آنها مورد حقشناسى واقع خواهد شد .. این بیان صریح قرآ ن است که جای شکی باقی نگذاشته است
زمانی سع ی مشکور نسیب انسان می شود که باخدا قولا وعملا این گونه سخن بگوی د.
الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا وکفی بی فخرا ا ن تکون لی ربا. خدایا چه عزت وافتخاری بالا تر از این برای من که من بنده تو باشم و تو پر وردگار من درصدر اسلام مردم پیامبر اکرم ( ص ) را نبی الله صدا می کردند اما خود حضرت دوست داشتن که ایشان را عبدالله صدا بز نند . و درکلام وحی هم اینگونه فرمان داده میشود که .ای رسول ما باما اینگونه سخن بگو .
قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ
وقتی پیامبر رحمت اینگونه با خدا سخن میگویدکه . بیگمان نماز و عبادات من و زندگی و مرگ من همه برای خدا پروردگار جهانیان است این همان س عی مشکور است .
وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً
فقط به گفتن تنها ذنوب مورد مغفرت قرار نمی گیرد . استغفار و ندامت از گناه انجام شده .اگر همراه با لوازم آ مرزش باشد ذنب مغفور میشود . سبب غفران گناه مي شود. والا لغلغه زبان است و از همان فضای دهان بلا تر نمیرود. وتلاش بیهوده است.بعضی از نکات تاثیر گزار در مغفرت ذنوب می تواند موارد مورد اشاره باشد مثل اینکه ازروایات استفاده میشود .
محبت به اولياء خدا و بيزاري از دشمنان خدا ذنوب را محو مي كند. سجده هاي طولاني و مداومت بر ذكر باعث آمرزش مي شود. اجراي حدود الهي در جامعه وجلوگيري از گناه مثل امر به معروف و نهي از منكر سبب آمرزش ذنوب مي شود.
ان الحسنات يذهبن السيئات. كار نيك و اعمال حسنه بدي ها و سيئات را محو مي كند. اولين راه برون رفت از ذنوب انجام كار خوب است.
ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر؛ همين نمازها و روزه ها سبب مي شود كه هم گناه نكنيم و هم ضمينه آمرزش ذنوب در ما فراهم شود.
جهاد در راه خدا و شهادت در راه او. انديشه و تعقل در داده هاي خدا و در طبيعت و نظم جهان آفرينش چون روحيه توحيدي را تقويت مي كند سبب آمرزش گناهان مي شود.
در روايات فراواني اشاره شده است كه صلوات بر محمد (ص) و آ ل او يعني همين ذكر شريف صلوات كه افضل ترين از كار است سبب آمرزش ذنوب است.
راهکار های دیگری هم برای برطرف شدن ذنوب وگناهان درروایات بیان شده است
ً صِیَامُ یَوْمِ عَرَفَةَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُکَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِی قَبْلَهُ وَالسَّنَةَ الَّتِی بَعْدَهُ
پیامبر ص می فرمای ن د . روزه روز عرفه کفاره گناهان سال قبل و سال بعد از خود می باشد. اطاعت از امام جامعه اسلامی آ مرزش گناهان را درپی دارد.
وعَملی فیهِ مَقْبولاً . مرحوم آية الله مشكيني در نصايح از لسان امام صادق(ع) نقل مي كنند كه شيطان مي گويند پنج نفر از سيطره قدرت من بد ور ند يعني من بر آنها سلطه ندارم و اين يعني اين كه اعمال آنها مورد قبول حضرت حق است.
اول متوكلين بر خدا كساني كه در همه امور توكل بر خدا مي كنند.
دوم كساني كه در شادي و غم و شب و روز ياد خدا باشد و مدام ذكر خدا بگويند. قطعا مثل سایر موارد ذکر خشک وخالی مراد نیست ذکر یعنی متذکر شدن متذکر بودن یعنی هواس انسان همیشه ونسبت به همه اعمال وافعال جمع باشد واین همان عبارت قران است ان الذکرا تنفع المومنین
سوم كساني كه آنچه براي خود مي پسندند و براي ديگران هم همان را بپسندند.
چهارم كساني كه در برابر مصائب صبور باشند. وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ . الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعو .
ُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ . كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مىگويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مىگرديم . بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راهيافتگان [هم] خود ايشانند
و پنجم آن افرادي كه به قضاي الهي راضي باشند و تسليم امر الهي در همه حال.
هر كدام از اعمال براي قبول شدن بايد داراي ويژگي هاي مخصوص باشند تا قبول در درگاه حق شوند. مثلا روزه به شك لی و نماز به شكلي انفاق به نوعي و ساير اعمال بطريقه خاص خودش .
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِين .. َ داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان هنگامى كه [هر يك از آن دو] قربانيى پيش داشتند پس از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد [قابيل] گفتحتما تو را خواهم كشت [هابيل] گفتخدا فقط از تقواپيشگان مىپذيرد
هر كدام از اعمال و افعالي را كه بشر انجام مي دهد بايد منتهي به نتيجه شود و الا زحمت بيهوده است هدر دادن وقت و انرژي است لغو است و انسان عاقل كار لغو انجام نمي دهد.
اعمال عبادي هم به همين گونه است وقتي اعمال عبادي را انجام مي دهيم به دستور خالق است يا به خواسته و هدايت پروردگار است لذا رضايت خدا هدف انجام عمل است. همه اعمال عبادي ويژه گي هاي خاص خود را دارد. زماني اعمال عبادي ارزش دارد كه مورد قبول درگاه احديت قرار گيرد. و الا همان هدر رفتن وقت و نيروست و زحمت بيهوده.
بعضي از اعمال شرائط خاصي دارد كه وقتي با آن شرائط انجام شد مورد قبول است.
بعضي از اعمال علاوه بر شرائطش خلوص و عدم ريا و يا نيت در آن دخالت دارد تا مورد قبول واقع شود. با اشاره به برخي از آيات شريفه قرآن و روايات مي توان به رمز و رموز آن دست يافت.
آنچه از قرآن استفاده مي شود از آغاز آفرينش انسان اين مطلب مورد توجه است.
آيه 27 سوره مائده که اشاره شد در شرح قرباني كردن فرزندان آدم(ع) بخوبي مطلب را بيان كرده است كه دو عمل هر دو مشابه و مماثل اما قبولي عمل به نيت كساني كه انجام دادند مربوط شد. از يك نفر پذيرفته شد و از ديگري قبول نشد و خداوند به آنان فهماند كه تنها اعمال پرهيز كاران مورد رضايت و قبول حضرت حق قرار مي گيرد و نه ريا كاران و گنه كاران و كساني كه خلوص در عمل ندارند. در جریان قربانی کردن حضرت ابراهیم ع فزندشان حضرت اسماعیل ع راچون خلوص وایثار واقعی شکل گرفت خداوند قربانی را قبول کرد و برای تایید قبولی. قربانی از بهشت فرستاد .یا جایگزینی ازجانب حق فرستاده شد.
در فرازي از دعاي كميل مي خوانيم كه يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقّى يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْماَّئِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً
اى خداى من اى سرور من،اى مولاى من و اختيار دارم،اى كسیكه مهارم به دست اوست،اى آگاه از پريشانى و ناتوانیام اى داناى تهيدستى و ناداریام، پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! از تو درخواست میكنم به حقّت و قدست و بزرگترين صفات و نام هايت كه همه اوقاتم را از شب و روز به يادت آباد كنى و به خدمتگزاريت پيوسته بدارى
وَ اَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً خدايا به حق خودت و عظمت و قدست و بهترين اسماءات و صفاتت قسم مي دهيم تو را كه اعمال ما مورد قبول درگاهت قرار گيرد نكند انسان زحمت بكشد نماز بخواند يك ماه روزه بگيرد با سختي سفر حج برود آن گاه مورد قبول واقع نشود.
حضرت علي(ع) براي قبولي اعمال اخلاص در عمل را شرط قبولي بيان مي كنند.
امام جفر صادق(ع) مي فرمايند: بدون ولايت ما خانواده اعمال مقبول نيست يعني شرط قبولي عمل ولايت پذيري است.
شرط ديگري كه در روايات اشاره شده قبولي نماز است، ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها، اگر نماز پذيرفته شود ساير اعمال مقبول است والا نه.
در بعضي از آيات قرآن و روايات هم اسلام را يكي از شروط قبولي اعمال دانسته اند البته اسلام در مقابل كفر را.
بعضي هم بر اين باورند كه الاعمال بالنيات، هر عملي به نيت افراد بر مي گردد اگر نيت خالصي باشد يا نيت خير و خدمت رساني داشته باشد مقبول است.
البته در اين مقال قصد بر تحقيق و تحليل مسئله نيست مراد ما اين بخش دعاست كه خدا را ط لب مي كنيم كه اعمال ماه رمضان ما مورد قبول قرار گيرد.
در بيان رسول اكرم(ص) دارد كه شرط قبولي اعمال نيت خالص است و اگر عمل و نيت هر دو وجود داشت باز شرط بعدي اين است كه مطابق با سنت پيامبر اكرم(ص) باشد عملي كه بر خلاف سنت و سيره رسول (ص) است صورت پذيرد مورد قبول نيست.
وعَیْبی فیهِ مَسْتورا
يكي از صفات باري تعالي ستاريت است خداوند علي اعلي ستار العيوب است اگر غير از اين بود سنگ روي سنگ قرار نمي گرفت. چه قدر اعمال و اقوال ما در طول عمر بر ديگران مخفي و پوشيده ماند كه اگر بر ملا مي شد چه افتضاحي به بار مي آمد.
واي اگر از پرده برون افتد راز.
امام رضا (ع) مي فرمايند بر مؤمن لازم است كه سه خصلت را از سه كس بياموزد از خدا و رسول خدا(ص) و امام معصوم (ع). اما خصلتي كه از پروردگار بايد آموزش ببيند عيب پوشي و كتمان سر است. كه البته يكي از شروط هم مي تواند باشد به اين معني كه وقتي ما توقع داريم خداوند عيب ما را بپوشاند و آبروي ما را حفظ كند كه رسوائي بيار نيايد قطعا ما هم بايد در حفظ آبروي برادران و خواهران ايماني كه مخلوق همان خدا هستند كوشش كنيم.
امام سجاد(ع) حتي در مورد كودكان خرد سال توصيه مي فرمايند كه حق خردسالان اين است كه از خطاي ايشان گذشت كنيم و عيب آنان را بپوشانيم.
حتي در روايات به ما آموزش داده شده كه عيب خودتان را هم بر ملا نكنيد اسرار خود را با همه در ميان نگذاريد. اگر مرتكب گناهي شديد آن را به ديگران منتقل نكنيد كه خود انتقال به ديگران باز گناه است.
امام باقر (ع) مي فرمايند: اين فرض است بر مؤمن كه عيب پوشي كند از عيوب برادر مؤمن حتي اگر هفتاد بار تكرار شود يا عدد آن به هفتاد برسد يعني هفتاد عيب ديگران را بايد پوشيد آن وقت گاهي ديده مي شود با كوچكترين فعلي و يا قولي شروع به آبرو ريزي مي شود اين حتما در جهت رضاي خدا نيست و خود گناه كبيره است.
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: من ستر علي مسلم ستره الله في الدنيا و الآخره.
اگر عيب برادر مسلمان را كسي مخفي نگه دارد و بپوشد خداوند در دنيا و آخرت عيب او را مستور و پوشيده نگه مي دارد.
پيامبر اكرم (ص) از خدا در خواست كرد كه امتش را در مقابل ساير امم محاكمه نكند تا حفظ آبروي امت شود و عيب امتش براي ساير امم برملا نشود.
یا أسْمَعِ السّامعین . اين همه دعا و راز و نياز كه از سوي بندگان چه در يك زمان و چه زمانهاي مختلف مي شود. خداوند همه آنها را مي شنوند چون او اسمع السامعين است. اگر غير از اين بود اين همه دعا نمي كرديم چون يقين داريم كه خداوند شنونده است.
در احاديث است كه وقتي بنده اي با خدا راز و نياز مي كند و شكوه مي كند يا استغفار مي كند و در حال توبه است خداوند چنان به حرف او گوش مي دهد مثل اينكه اصلا بنده ديگري ندارد و فقط همين يك نفر است كه خدا را صدا مي زند.
اما در حديث قدسي آمده كه همين بنده وقتي مشكلي دارد اول همه را صدا مي زند بعد خدا را صدا مي زند. غافل از اين كه فقط خدا شنونده است يا به تعبيري شنونده حقيقي و شنونده اي كه فقط مي شنود بلكه رفع مشكل مي كند خداست.
حضرت موسی (ع) به خدا گفت که خدایا، اگر نزدیکی من یواش صحبت کنم و اگر دوری بلند صحبت کنم؛ خدا فرمود: «من همنشین کسی هستم که یاد من باشد.» خدا شنواترین است؛
روابط عمومی مرکز مباحثات فقهی تبلیغی حضرت جوادالائمه علیه السلام